تبليغاتX
تله كابين

تله كابين

خداحافظی این وبلاگ

به پایان آمد این دفتر

حکایت همچنان باقی است

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم تیر 1389ساعت 1:13  توسط Telecabin  | 

خوب رويان

خوب رويان جهان رحم ندارد دلشان

بايد از جان گذر هر كه شود عاشقشان

روز اول كه سرشتند زگل پیکرشان

سنگي اندر گلشان بود كه شد آن دلشان

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 7:44  توسط Telecabin  | 

چند روزي خاكم نكنين

يه آقاي سياه پوش، يه كم بلند و شيك پوش

دم صبحي صدام كرد، يه كم نگام نگام كرد

ساعتشو دراورد، ثانيه ها رو شمرد

گفت كه ديگه وقتشه، بايد بريم دير نشه

 

آخ بدنم سرد شده، رنگ رخم زرد شده

منو بذارينم پايين ، چند روزي خاكم نكنين

رفيق من رفته سفر، چشماي من مونده به در

‌ منو بذارينم پايين ، چند روزي خاكم نكنين

وقتي مي رفت منو نديد، انگار همين ديروز پريد

منو بذارينم پايين ، چند روزي خاكم نكنين

شايد بفهمه كم شدم، با اشك مردم تر شدم

منو بذارينم پايين ، چند روزي خاكم نكنين

 شايد برام گل بياره، شايد كه گفت دوسم داره

 منو بذارينم پايين ، چند روزي خاكم نكنين

 

آهاي چرا گوش نمي دين ، من بذارينم پايين

مگه شما دل ندارين، عشق تو سينه ندارين

مرگ كه مهلتم نداد، شما يه كم رحم بكنين

بايد باهاش وداع كنم، عقده دل وا بكنم

 

محض رضاي خدا،‌قسمتون مي دم بابا

منو بذارينم پايين، چند روزي خاكم نكنين

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 22:50  توسط Telecabin  | 

زندان

پرنده ، گل ، شقايق ، ماه تابان
همه پروانه ها ، خورشيد و باران
به پشت ميله ها افسرده بودند
غم عالم به جانم برده بودند
به ناگه دست مرگ هوشم ز سر برد
مرا با خود فراي ميله ها برد
به تلخي يافتم زين گونه تعبير
من آن زندانيم به حكم تقدير
دگر تنهاي تنهايم باوري نيست
خداوندا بجز تو ياوري نيست
مرا با نام خود آرام گردان
ز هر چه نيستي آزاد گردان
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 16:21  توسط Telecabin  | 

تنها عاشق


ديدي چطور پروانه ها، قربوني شعما مي شن

بالهاي زيبا رو مي دن، شيفته شعلشون مي شن

 

ديدي چطور شاپركا، ديوونه لامپا ميشن

اون قده پر پر مي زنن، تا مي سوزن، كباب مي شن

 

ديدي كلاغا دم صبح، از سر غم غار مي زنن

ديگه نفس كم ميارن، جون ندارن دم بزنن

 

ديدي بهت زل مي زنم، ولي نگام نمي كني  

چشماتو رو هم ميذاري ، دل منو خون مي كني

 

ديدي چقد تو تنهايي، به ياد تو اشك مي ريزم

عكستو از تو قاب عكس، درميارم، بوس مي كنم  

 

نمي دونم كلاغ شدم، پروانه ام، شاپركم

فقط اينو خوب مي دونم

كه تنها عاشقت منم

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:40  توسط Telecabin  | 

تماشا كن

تماشا كن،‌ تماشا كن، چه بي رحمانه زيبايي
نگاهم كن، نگاهم كن، ‌به زلف تو گرفتارم

تماشا كن، تماشا كن، چه پرخند و پر آوازي
نگاهم كن، نگاهم كن، به چهر تو پريشانم

تماشا كن، تماشا كن، چو آهويي خرماني
نگاهم كن، نگاهم كن، به مشك تو چه بيمارم

تماشا كن، تماشا كن،‌ كه من رسوا و شيدايم
نگاهم كن، نگاهم كن، كه من بي تو بيابانم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 22:34  توسط Telecabin  | 

خداحافظ نگو حالا

خداحافظ نگو حالا،‌ كه حالا وقت رفتن نيست

چنين آشفته و افشان ، عزيزم وقت رفتن نيست

من آن مرغ قفس بستم ،‌ مرا ميل رهايي نيست

مكن با غم مرا مجنون، كه حالا وقت رفتن نيست

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 12:27  توسط Telecabin  | 

در بسته

اي در بسته به خود آي كه چون بسته شدي
دل عاشق نستردي و چنين خسته شدي
غم و افسوس چه حاصل كه دگر يار برفت
دم غنيمت نشمردي و ز او رسته شدي

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 21:18  توسط Telecabin  | 

نگاهم كن

به تو مي گويم كه دوست و رفيقيت منم

آنكس كه دم به دم به ياد توست منم

نگاهت زمن خسته دل نگير كه هنوز

عاشق و شيفته و سينه چاك تو منم

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 8:8  توسط Telecabin  | 

افسوس

يكي را دوست مي دارم

ولي افسوس

او هر گز نمي داند

نگاهش مي كنم

شايد بخواند از نگاه من

كه او را دوست مي دارم

ولي افسوس

او هرگز نگاهم را نمي خواند

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 22:11  توسط Telecabin  |